دنیا پرستاران ایران را با این مرد می‌شناسد

17:45 ۷۳ روز پیش مشرق نیوز 153 0
دنیا پرستاران ایران را با این مرد می‌شناسد

«هادی غروی» از بحرانی‌ترین شرایط کاری عمرش، خاطرات زیادی دارد. او مدال فلورانس نایتینگل را از صلیب‌سرخ به پاس ۴ دهه خدمت‌رسانی بشردوستانه‌اش دریافت کرده است. به بهانه روز پرستار، پای حرف‌هایش نشسته‌ا

مشرق نیوز

به گزارش مشرق، واژه‌ها کم می‌آورند اگر قرار باشد کسی را توصیف کنند که مرزهای عشق و ایمان را در هم می‌شکند، کسی که جانش را در میان می‌گذارد تا حتی با خون خود جان دشمنش را هم نجات دهد، هزاران نفر را پناه می‌دهد و برایشان حکم پدر پیدا می‌کند و افراد با تکیه به او غم‌ها را فراموش می‌کنند، در تمام جنگ‌ها یک لحظه قرار ندارد و همچون پروانه به دور شمع فروزان خاکش می‌سوزد و فقط خدمت می‌کند و خدمت. صحبت از پرستار ایرانی است که برای ایثارش دنیا به پایش ایستاده و این بار صحبت از «
هادی غروی» است؛ پرستاری مهربانازخطه همدان. ایده‌های او در بحرانی‌ترین شرایط کارساز انواع عمل‌ها شد تا جان رزمنده‌های زیادی را نجات دهد و همچنان در دورافتاده‌ترین نقاط ایران و جهان به محرومان خدمت رسانی می‌کند. او
مدال فلورانسنایتینگلرا از صلیب سرخبه پاس ۴ دهه خدمت رسانی بشردوستانه‌اش دریافت کرده است تا همه دنیا او را معنای دقیق ازخودگذشتگی بدانند.
غرویکه مدال پرستار داوطلب نمونه جهان را سال ۲۰۰۱ از سوی صلیب سرخ به پاس یک عمر خدمت‌رسانی عاشقانه‌اش دریافت کرده در زمان جنگ تحمیلی همراه گروهی از پرستاران و همکارانش بیمارستانی تأسیس کرد که آن روزها تأثیر زیادی در درمان و مداوای مجروحان جنگی داشت. این
پرستارسال ۱۳۵۹درآغازجنگ تحمیلی با پیشنهاد و موافقت استاندار وقت همدان، خانه مسکونی‌اش را تبدیل به یک بیمارستان ۳۰ تختخوابی کرد و خلاقیت‌های او در کار پرستاری جان بسیاری از مصدومان جنگ تحمیلیرا نجات داد.
دنیا پرستاران ایران را با این مرد می‌شناسد
روایت اول: نخستین اردوگاه اسکان اضطراری در دنیا۲۵ روز از شروع جنگ تحمیلی در خرمشهر گذشته بود. به من مأموریت داده شد که برای اسکان و ساماندهی خانواده‌های آواره دشت عباس و شهرهای
دهلاویه، هویزه و سوسنگرد کاری انجام دهم. من پیشنهاد دادم اردوگاهی را درست کنیم تا در درجه اول مرکزی برای تجمع آوارگان شود و دیگر اینکه این افراد یک به یک خانواده‌هایشان را پیدا کنند. با اینکه اولین باری بود که در دنیا چنین کاری در نزدیک منطقه جنگی انجام می‌شد مسئولان با این پیشنهاد موافقت کردند. به همین دلیل همراه ۱۴ امدادگر که از گروهی ۷
نفرهاز استان مازندران و همدان بودیم به طرف اهواز حرکت کردیم.
مسئولان ستاد جنگ تحمیلیدر اهوازبه ما گفتند جایی نزدیکی‌های شوشتر وجود دارد که آمریکایی‌ها در آنجا کمپی درست کرده‌اند تا اتوبانی را از بندر ماهشهر به دریای خزر بسازند. جای خیلی خوبی است. محیط باز دارد و یکسری امکانات هم هنوز در آنجا هست. بروید آنجا را بررسی کنید. ما هم به آنجا رفتیم. همانطور که گفته بودند فضای بسیار خوبی بود. شروع به کار کردیم و طی ۱۴ روز ۹۰۰ چادر اسکان موقت را برپا کردیم. این
درحالیبود که عراق در ۱۴ کیلومتری دزفول قرار داشت و مرتب منطقه را بمباران می‌کردند. گاهی هواپیماهای جنگنده عراقی آنقدر در ارتفاع پایین پرواز می‌کردند که چهره خلبان را می‌دیدیم.
پرستارانو امدادگرانقدیمی خوب می‌دانند در این شرایط نصب این تعداد چادر چقدر دشوار است و تقریباً در این زمان ما کار محال را ممکن کردیم.
دنیا پرستاران ایران را با این مرد می‌شناسد
دنیا پرستاران ایران را با این مرد می‌شناسد
روایت دوم: زایمان در وضعیت قرمز۴ آبان ماه پذیرش آوارگان جنگیدر اردوگاهشروع شد. از سپاه پاسداران درخواست کردم برای حراست از کمپ کمک کنند. از همان روز اول جیره خشک در اختیار جنگ زدگان گذاشتیم. بعد از ۴۰ ساعت کار بی وقفه و بدون استراحت حدود ۸۰۰ خانواده را سازماندهی کردیم. به خاطر
وضعیت قرمزشب‌ها کمپ در تاریکی مطلق بود. بعد از اینکه به تمام نقاط کمپ سرکشی کردم به چادرم رفتم تا استراحت کنم. همین که فانوس کنار تخت را روشن کردم و داشتم روی تخت می‌نشستم ناگهان صدای ناله‌ای از بیرون چادر به گوشم رسید. از چادر بیرون آمدم که ببینم چه خبر است. دیدم چند زن عرب یک زن را به طرف چادرم می‌آورند. هراسان به طرفشان رفتم و گفتم: «چه شده؟» یکی از زن‌ها گفت: «پا به ماه است. می‌خواهد بارش را زمین بگذارد.» زبانم بند آمده بود و نمی‌دانستم چه بگویم. توقع هر چیزی را داشتم جز این. ولی با این حال باید کاری می‌کردم. چون من مسئول آنجا بودم. گفتم: «در شوشتر بیمارستان نداریم. باید شما را چراغ خاموش به اهواز ببریم که ممکن نیست. پس خودم کار زایمان را انجام می‌دهم.» آن زن‌ها با شنیدن این حرفم خیلی خوشحال شدند. زن
زائورا به داخل چادر بردیم. وقتی معاینه کردم متوجه شدم بچه در حال به دنیا آمدن است و بالاخره بچه را با تجهیزات ابتدایی که در اختیار داشتیم به دنیا آوردم. مادر و بچه را در چادر خودم گذاشتم و برای استراحت به کانکسی رفتم که دفتر امور اداری بود. فردا صبح ماجرای زایمان به ستاد فرماندهی جنگ رسید و همین باعث شد که مأموریت چند ماهه من به ۱۸ ماه تمدید شود. تقریباً هر روز یک یا ۲ زایمان انجام می‌دادم و از روستاهای
اطرفکمپ هم برای درمان و زایمان پیش من می‌آمدند. روزانه ۸۰ نفر را معاینه می‌کردم و به کارهای مختلف کمپ می‌رسیدم.
دنیا پرستاران ایران را با این مرد می‌شناسد
دنیا پرستاران ایران را با این مرد می‌شناسد
روایت سوم: وقتی بازرس صلیب سرخ به دنبال من می‌گشتهمه چیز نظم گرفته بود که یکباره از یکی از چادرها صدای ناله و زاری بلند شد. بلافاصله به آنجا رفتم. دیدم پیرمردی فوت کرده است. مسلماً باید مراسم تشییع را انجام می‌دادیم. کسی نبود این کارها را بداند و بتواند انجام دهد. به همین دلیل مجبور شدم خودم همه کارها را انجام دادم. آن مرحوم را به غسالخانه بردم و شستم و نماز میت و تلقین را خواندم. از آن موقع این کار هم به وظایفم اضافه شد. البته خانم کرانی هم بود که کار کفن و دفن خانم‌ها را انجام می‌داد.
با همکاری جهاد سازندگی برای اردوگاه حمام ساختم. مسائل بهداشتی را
براساساستاندارهای بینالمللیکنترل می‌کردم. مرتب از صلیب سرخ به اردوگاه می‌آمدند ولی هرگز خودم را نشان نمی‌دادم تا آن‌ها به راحتی هر جایی را که می‌خواهند بررسی کنند و متوجه شوند هلال احمر ایران چقدر در کارش مسلط است. یکی از ناظران صلیب سرخ در دفتر کمپ نوشته بود: «این
غرویکیست که هیچ وقت نتوانستیم او را ببینیم ولی حضورش در تمام کمپ دیده می‌شود. هر جایی که می‌رویم اثری از او می‌بینیم.» رفته رفته اردوگاه موقت تبدیل به اردوگاه دائم شد. چون نیازهایمان را با ایجاد بنا برطرف می‌کردیم. نانوایی درست کردیم و هر روز نان گرم به مردم می‌دادیم. خیری به نام
میرعبدالباقیبود که آرد و وسایل نانوایی را تهیه می‌کرد. در وسط اردوگاه با چادرهای خیمه‌ای که اهدایی پاکستان بود مسجد درست کردیم. اهالی اردوگاه از من خواستند امام جماعتشان شوم.
جوانان دم بختپیش من می‌آمدند و می‌گفتند فلان دختر را می‌خواهند. من هم تحقیق می‌کردم تا از نظر خانوادگی همسطح باشند و آن وقت پا پیش می‌گذاشتم. با یک
مهریهکم و حداقل امکانات عروسی برپا می‌کردیم.
عرب‌های خوزستانرسم دارند داماد را به خانه می‌برند و جهیزیه به پای خانواده مرد است. به ستاد جنگ می‌رفتم و با وسایلی در حد بضاعت یک چادر امدادی جهیزیه تهیه می‌کردم. کنار چادر خانواده عروس برایشان چادری اضافه می‌کردم و آن وقت سینی‌هایی را با چادر رنگی درست می‌کردم و مراسم عروسی می‌گرفتیم. خدا
آیت الله جزایری، امام جمعه آن زمان خوزستان را رحمت کند. از او خواستم برای
جهیزیهو سیسمونیاهالی اردوگاه در نماز جمعه کمک جمع کند. او هم این کار را انجام داد و وضع خیلی بهتر شد. خلاصه هر کاری از دستم
برمیآمد انجام می‌دادم تا مردم در کمپ آسوده باشند.
دنیا پرستاران ایران را با این مرد می‌شناسد
روایت چهارم: وقتی می‌خواستم از اردوگاه برومبرای اردوگاه نام « العلم الهدی» و شهردار انتخاب کردم. معضل بعدی ما کمبود شیرخشک بود. برای آن جمعیت یک قوطی ۵ کیلویی می‌دادند و من مجبور بودم که آن را به کیسه‌های کوچک، تقسیم و بین اهالی اردوگاه توزیع کنم. البته تمام کشور مشکل شیرخشک داشت. همراه آقای
پاپهن، رئیس هلال احمر شوشتر برای رفع این مشکل شروع به تحقیق کردیم. چون با تمام تلاشی که برای استاندارد نگهداشتن سطح تغذیه انجام می‌دادیم ولی مواد غذایی آنقدر مناسب نبود که مادران بتواند قوت شیر دادن داشته باشند. از بچه‌های جهادی خبر رسید که در انباری نزدیکی شوشتر قوطی‌های زیادی هست که نمی‌دانند داخلش چیست. بلافاصله به آنجا رفتیم. بررسی کردم و متوجه شدم قوطی‌های شیرخشک است و اینگونه تا یک سال مشکل شیرخشک را در اردوگاه حل کردیم. چندین بار از طرف هلال احمر همدان درخواست کردند که نیاز به حضور من دارند ولی هر بار که مطرح می‌کردیم با اعتراض مردم اردوگاه
روبهرو می‌شدیم. چون ارتباطم با آن‌ها آنقدر دوستانه بود که نمی‌توانستیم از هم دور
شویم. طی ۱۸ ماهی که در اردوگاه بودم فقط چند بار برای دیدن خانواده‌ام به همدان رفتم. اما بالاخره باید می‌رفتم. قبلش هم باید زمینه سازی می‌کردم. تلخ‌ترین خاطرات امدادی من
همینجاست؛ زمانی که می‌خواستم از اردوگاه خارج شوم به قدری دردناک بود که هر وقت مرورش می‌کنم بی اختیار گریه‌ام می‌گیرد. صبح روزی که می‌خواستم بروم مردم وسط کمپ جمع شدند و برایم جشن خداحافظی گرفتند. هنوز به آن اردوگاه که اکنون به یک شهرک تبدیل شده است سر می‌زنم و با افرادی که با دستانم آن‌ها را به دنیا آورده‌ام دیدار می‌کنم و با مرور خاطرات آن دوران می‌خندیم و گریه می‌کنیم.
دنیا پرستاران ایران را با این مرد می‌شناسد
روایت پنجم: نجات خلبان عراقی با خون خودمتمام ۸ سال دفاع مقدسدر جبهه بودم. گاهی پشت جبهه در مناطق شهری خدمت می‌کردم و مدتی در مناطق جنگی بودم. با همراهی دوستانم زیرزمین دانشگاه مهندسی بوعلی همدان را طی ۴۸ ساعت به بیمارستان ۱۲۰ تختخوابی با بخش‌های
آیسییوو سی سییوو ۳ اتاق عمل تبدیل کردیم. باورش کمی سخت است ولی داشتن روحیه امدادگری یعنی همین. یک پرستار هیچ چیز جز جان دیگران برایش ارزشمند نیست. من حتی جان خلبانی که همدان را بمباران کرده بود با خون خودم نجات دادم. نزدیکی‌های ساعت ۱۱ ظهر بود که هواپیمای جنگنده عراقی بیمارستان کودکان را بمباران کرد و ۸۰ کودک را به
شهادترساند. هواپیما را ضدهوایی
هادر نزدیکی کردستان زدند. خلبان با
کلت کمریبه کبدش تیراندازی می‌کند تا خود را بکشد. اما کبدش متلاشی نشده بود. او را به بیمارستان آوردند. هرچه دنبال خون AB مثبت گشتیم پیدا نکردیم. حال آن خلبان خیلی بد بود و باید کاری می‌کردم. یک لحظه به خودم آمدم و متوجه شدم گروه خونی‌ام به او می‌خورد. با سرنگ از خودم خون می‌کشیدم و با اینکه می‌گفت نمی‌خواهم خون یک ایرانی در بدنم باشد به کارم ادامه می‌دادم. بعد از یک عمل طولانی آن خلبان زنده ماند. اصلاً برایم مهم نبود او کیست. چون مجازات او با قانون بود و من یک پرستار بودم و باید به وظیفه‌ام عمل می‌کردم و جان او را نجات می‌دادم.
تعداد مجروحان آنقدر زیاد بود که واقعاً بیمارستان‌ها گنجایش پذیرش نداشت. با خودم فکر می‌کردم که باید چه کنم و تصمیم گرفتم خانواده‌ام را به خانه پدرم ببرم و خانه کوچکم را تبدیل به
بیمارستانکنم. ظرف ۴۸ ساعت خانه‌ام با ۳۰ تخت بیمارستانی و یک اتاق عمل خانه تجهیز کردم. هیچ وقت آن روزها را فراموش نمی‌کنم.
منبع: فارس


گروه های زیر مجموعه اجتماعی

زنان و جوانان
زنان و جوانان

آخرین اخبار

دانشگاه آزاد کمیته مقابله با بحران تشکیل داد
تهران- ایرنا- سخنگوی دانشگاه آزاد گفت: بعد از وقوع سیل بلافاصله کمیته مقابله با بحران در سازمان مرکزی این دانشگاه تشکیل شد و هم اکنون امدادرسانی به مناطق سیل زده در حال انجام است.
شبی با موزه های قلب پایتخت
تهران- ایرنا- مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان تهران به برگزاری شبی با موزه اشاره و بیان کرد: بازدید از چهار موزه بافت تاریخی پایتخت در روز هفتم فروردین ماه جاری در قالب این برنامه رایگان است.
رودخانه قمرود قم 10 نقطه آسیب پذیر مقابل سیلاب دارد
قم- ایرنا- مدیرعامل شرکت آب منطقه ای قم گفت: با توجه به مطالعاتی که در حوزه داخل قمرود انجام شده، این مسیر حدود 10 نقطه آسیب پذیر مقابل سیلاب دارد که اعتبار قابل توجهی برای اصلاح این نقاط نیاز است.
1.5 میلیارد مترمکعب سیلاب وارد مخازن سدهای خوزستان شد
اهواز - ایرنا - مدیر دفتر برنامه ریزی منابع آب سازمان آب و برق خوزستان سیلاب فروردین ماه را از سیل زمستان پارسال شدیدتر دانست و گفت: طی 2 موج سیلابی در 48 ساعت گذشته، 1.5 میلیارد مترمکعب آب وارد مخازن سدهای خوزستان شده است.
خطری سدهای استان تهران را تهدید نمی کند
تهران- ایرنا- مدیر دفتر مطالعات پایه منابع شرکت آب منطقه ای تهران با بیان اینکه خطری سدهای این استان را تهدید نمی کند درباره سد لتیان که ظرفیت آن تکمیل شده است گفت: در این زمینه نگرانی وجود ندارد.
بارش باران 68 میلیارد تومان خسارت به دالاهو وارد کرد
کرمانشاه - ایرنا - فرماندار دالاهو گفت: بارش باران در روزهای اخیر 68 میلیارد تومان خسارت به بخش های کشاورزی، باغبانی، خطوط آب روستایی، جاده های مواصلاتی، معابر و خیابان های شهرستان دالاهو وارد کرده است.
مردم و مسئولان برای امدادرسانی به سیل زدگان بسیج شوند
قم- ایرنا- آیت الله حسین نوری همدانی از مراجع تقلید با ابراز تاسف از وقوع حادثه سیل شیراز و جان باختن تعدادی از هموطنان، گفت: مردم و مسئولان برای امدادرسانی به سیل زدگان بسیج شوند.
توفان مسیر زاهدان - بم را بست
زاهدان- ایرنا- مدیرکل دفتر مدیریت ستاد بحران استانداری سیستان و بلوچستان گفت: مسیر زاهدان - بم عصر امروز سه شنبه به دلیل توفان شدید و کاهش دید بسته شد.
ایستگاه های مترو تهران دچار آبگرفتگی نشده اند
تهران-ایرنا- مدیر روابط عمومی شرکت بهره برداری مترو تهران و حومه اعلام کرد که هیچکدام از ایستگاههای مترو در پایتخت دچار آبگرفتگی نشده اند.
سرعت باد در زاهدان به 68 کیلومتر بر ساعت رسید
زاهدان- ایرنا- رئیس شبکه پایش هواشناسی سیستان و بلوچستان گفت: بیشینه سرعت وزش باد در زاهدان که از امروز سه شنبه در نواحی مرکزی این استان شروع شده به 68 کیلومتر بر ساعت رسید.

پر بازدید ترین اخبار امروز

اسامی برخی جانباختگان حادثه سیل شیراز اعلام شد
شیراز- ایرنا- اداره کل پزشکی قانونی استان فارس اسامی برخی جانباختگان حادثه سیل شیراز را اعلام کرد.
تمدید مهلت ارسال آثار به جشنواره های هنری در آذربایجان غربی
ارومیه - ایرنا - رییس حوزه هنری آذربایجان غربی گفت: مهلت ارسال اثر به چهار جشنواره حوزه هنری استان در رشته های شعر، تئاتر و تصویرسازی به درخواست هنرمندان تا 20 فروردین سال جاری تمدید شد.
آماده باش دستگاه‌های مسئول در پایتخت برای مواجهه با سیل احتمالی
استاندار تهران تاکید کرد: با توجه به اعلام هواشناسی مبنی بر احتمال بارش شدید در عصر روز سه شنبه، همه دستگاه‌های مسئول استان تهران تا عصر روز چهارشنبه در آماده باش کامل خواهند بود.
رانش زمین روستای «آبیدک زیلایی» را در بویراحمد بلعید
یاسوج- ایرنا- فرماندار بویراحمد گفت: پس از بارندگی های سیل آسا در کهگیلویه و بویراحمد ،روستای «آبیدک» دهستان زیلایی در شهرستان بویراحمد بر اثر رانش زمین محو شد و هیچ اثری از آن وجود ندارد.
استقبال از تورهای نوروزی گردشگری تهران 35 درصد افزایش داشت
تهران- ایرنا- رئیس ستاد گردشگری شهرداری تهران اعلام کرد: استقبال از تورهای گردشگری تهران در پنج روز نخست نوروز امسال در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته، 35 درصد افزایش داشت.
تشریح فعالیت سامانه بارشی در 2 روز آینده
115 کیلومتر از جاده‌های لرستان تخریب شد
‌احتمال وقوع سیلاب مقطعی در اصفهان
کوهرنگ 2 برابر میانگین، ذخیره برف دارد
فرود اضطراری هواپیمای مسیر اصفهان ـ قشم
انسداد بزرگراه امام علی (ع) و چند نقطه دیگر در پایتخت
گرد و غبار در آبادان به 11 برابر حد مجاز رسید
ممنوعیت‌ ترافیکی در ‌معابر تهران ‌وجود ندارد
اجساد تمامی جانباختگان سیل شیراز شناسایی شدند
ورودی آب سد کرخه چهار برابر شد